جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی



بازشناسی دگرگونی فرهنگی در ایران از منظر امام خمینی(ره)

با سیری گذرا در بیانات امام خمینی (ره) در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی درمی‌یابیم که ایشان تأکیدهای فراوانی درباره مقوله «تحول فرهنگی» نمودند و بارها و بارها از آن سخن به میان آوردند و افکار عمومی مردم را به آن متوجه کردند. 

 

 در عصر جهان‌گشایی فرهنگی (cultural imperialism) و حاکمیت تحمیلی و موزیانه مختصات نظام فرهنگی مغرب زمین، انقلابی در ایران روی داد که در معنای عام می‌توان آن را یک انقلاب اجتماعی (social revolution) نامید که مردم ایران را در تمامی ابعاد و جوانب زندگی فردی و اجتماعی متحول ساخت. یکی از مهمترین مصادیق این تحول، «دگرگونی فرهنگی» (Cultural change) بود که هویت تازه‌ای در روح جمعی ملت ایران دمید. در واقع، از واپسین سال‌های دهه پنجاه به بعد، شاهد «بازسازی فرهنگی (Cultural reconstruction)» عمیقی در ایران بودیم.

 

 با سیری گذرا در بیانات امام خمینی (ره) در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی درمی‌یابیم که ایشان تأکیدهای فراوانی درباره مقوله «تحول فرهنگی» نمودند و بارها و بارها از آن سخن به میان آوردند و افکار عمومی مردم ایران را به آن متوجه کردند. این تأکیدها تا بدانجاست که می‌توان «تحول فرهنگی» را به‌عنوان اساسی‌ترین زاویه نگاه امام راحل به انقلاب اسلامی مردم ایران در نظر گرفت. در این مجال مختصر قصد آن داریم که پیرامون این موضوع مهم تأملی نموده و دیدگاه‌های امام راحل را درباره آن عرضه کنیم.

 

انقلاب اسلامی؛ محصول تحول فرهنگی جامعه ایران

 از دیدگاه امام اهمیت تحول فرهنگی تا به آن اندازه است که حتی از بسیاری از دستاوردهای انقلاب اسلامی باارزش‌تر و چشم‌گیرتر است:

 « من کراراً این مطلب را گفته‌ام که این نهضت یک تحولاتی را [بوجود] آورده است که آن تحولات، تحولات روحی و انسانی است که در نظر من بسیار اهمیتش بیشتر از این پیروزی در مقابل شاه سابق و قدرت‌های بزرگ است. در ظرف یک مدت کوتاهی ملت ما متحول شد... این تحول یک چیز بزرگی است...».

 

 ازنظر امام، این تحول از خصوصیاتی برخوردار است که در اغلب جوامع و ملت‌های دیگر به چشم نمی‌خورد و همین امر، بر اهمیت و اعتبار آن می‌افزاید.

 

 اما پیامدها و تأثیرهای این تحول در ایران چه بود؟ امام راحل معتقد بودند که عامل اصلی تغییریافتن نظام فکری و ارزشی مردم از حوزه طاغوتی به حوزه ي الهي و اسلامی، مرهون و ثمره شکل‌گیری این تحول در هر کدام از افراد جامعه بود:

 

 «این پیشرفتی که ملت ایران کرد مرهون آن تغییری بود، تحولی بود که در نفوس پیدا شد... ملت ما یک قومی بودند که به‌واسطه تغییرات سوئی که در طول تاریخ شده بود و به‌ واسطه سلطه همه جانبه اجانب و دست‌نشاندگان اجانب به یک صورتی درآمده بود که این صورت، پذیرش این رژیم سابق را می‌کرد... پذیرش ظلم و رژیم ستمگر و طاغوت را فراهم می‌کرد.

 

 تا این تغییر حاصل نشده بود، تغییر نفسانی حاصل نشده بود، این قوم مورد تغییر واقعی که رفتن یک رژیم طاغوتی و آمدن یک رژیمی که اسلامی باشد، این معنا حاصل نمی‌شود.»

 

 در واقع، این تحول از سنخ تحولات و تغییرات معنوی، روانی و روحی بود که ابتدا در سطح فرد رخ داد و سپس به سطح جامعه سرایت کرد و جامعه را متحول ساخت. از این‌جا می‌توان دریافت که برای تحلیل و شناسایی انقلاب اسلامی ایران، «روان‌شناسی» جامعه ایران بر «جامعه شناسی» آن تقدم و اولویت دارد و انقلاب اسلامی را نمی‌توان درک کرد، مگر با تدقیق و تأمل فراوان درباره دگرگونی فرهنگی مردم ایران. این دگرگونی در ادبیات دینی و اسلامی، «توبه و بازگشت به سوی خداوند» خوانده می‌شود؛ رجعتی که سرتاسر وجود انسان و اعماق قلب او را دگرگون کرده و ارزش‌هایی انسانی و الاهی را در درون او محقق می‌سازد، تعبیر امام در این‌باره جالب است:

 «[ملت ایران] متحول شدند، انسان عشرت‌کده‌ای متحول‌شده به انسان مجاهد اسلامی، انسان شهوت‌ران متحول شد به انسان عاشق موت [یعنی مرگ و شهادت] ...».

 

 

 خاستگاه‌های تحول فرهنگی در ایران

 پرسشی که در این قسمت به دنبال پاسخ آن هستیم عبارت از این است که منشأ و خاستگاه شکل‌گیری پدیده تحول فرهنگی چه بوده است؟ چه عوامل و زمینه‌هایی سبب‌ساز پدیدآمدن دگرگونی‌های فرهنگی و تغییرات در عرصه بینش‌ها و گرایش‌های افراد جامعه می‌شود؟ چگونه خواست‌ها و علایق طبقات و قشرهای مختلف مردم ایران، سمت سوی یکسانی یافت و آرمان اجتماعی (Social ideology) واحدی را تحقق بخشید؟

 

 تشخیص این موضوع کار دشواری نیست. توجه به شعارها و پیام‌های نهضت مردم ایران و طبقات و قشرهای شرکت‌کننده در آن و همچنین رهبری این نهضت، ما را به سوی پاسخ این پرسش‌ها سوق خواهد داد. همچنان که امام راحل در موارد متعددی اشاره کرده‌اند، منشأ اصلی اسلام است:

 

 «اسلام این‌طور مردم را متحول کرده است که ترس را از دل‌ها برده است و جان‌ها را الاهی کرده است و روح‌ها را روحانی کرده است...».

 «من خدا را شکر می‌کنم که در یک ملتی واقع هستم که تحول معنوی [در آنها] حاصل شده و این تحول به دست خداست. امکان نداشت که کسی بتواند یک نفر را این‌طور متحول کند؛ از مرکز فحشا به مرکز عبادت و عرفان بیاورد، به مرکز جنگ با کفار بیاورد.»

 

 آری، اسلام توانست یکی از بزرگترین تحولات فرهنگی و الهی را در ایران در قرن بیستم، هنگامی که حکومت‌های سکولار و سرمایه‌سالاران غربی سلطه خود را در تمام دنیا بسط داده‌اند و معنویت و ایمان دینی و اخلاق رنگ باخته‌اند، پدید آورد. اسلام با جامعیت خود و بر پایه تطابق و هماهنگی کامل خود با فطرت الاهی انسان، فرهنگ خودپرستی و لذت‌جویی را از روان و ضمیر ملت ایران زدود و فرهنگ خداپرستی و فضیلت‌گرایی و ایثار را در باطن آنها دمید.

 

 براساس همین تحولات بود که نسل جوان دهه شصت، حماسه‌های بی‌شماری را در طول «جنگ تحمیلی هشت ساله» آفرید و تصویری از شهادت‌طلبی و فداکاری و دین‌مداری را خلق کرد که در تمام جهان بی‌نظیر بود. در واقع، این نسل نسلی بود که تحول روحی و معنوی را در خود تجربه کردند و پیش از «انقلاب سیاسی و اجتماعی»، «انقلاب الاهی و معنوی» را در نهاد خود محقق ساختند.

 

 

تحول فرهنگی و آینده انقلاب اسلامی

 اکنون که در دهه سوم از حیات پربرکت نظام اسلامی به سر می‌بریم، چالش‌های گوناگون فرهنگی، آرمان‌ها و دستاوردهای فرهنگی و فکری و اسلامی انقلاب را تهدید می‌کنند. شبیخون فرهنگی، جهانی‌سازی، عدم آگاهی نسل جوان از پیشینه انقلاب و ... از جمله این مخاطره‌ها است. به راستی، چگونه می‌توانیم از سرمایه فرهنگی (Culture capital) انقلاب در برابر چالش‌ها و تنگناهای موجود حراست کنیم؟

 

 همچنان که امام راحل در وصیت‌نامه سیاسی ـ الاهی خویش فرموده‌اند، آن‌چه مسلم است این است که رمز بقا و تداوم‌یافتن انقلاب همان رمز پیروزی آن است. از این رو، تحول فرهنگی که در سال‌های آغازین انقلاب روی داد باید از گزندها و آسیب‌ها محفوظ بماند تا بتوان به آینده انقلاب و حفظ ماهیت اسلامی آن امیدوار بود. امام راحل نیز همواره این مسأله را گوشزد می‌کردند:

 

 «... از حالا به بعد هم ما احتیاج داریم که این تحول روحی محفوظ بماند. احتیاج داریم همه ما به اسلام و تعالیم عالیه اسلام، به این که این تحول روحی که در اول حاصل شد و معجزه‌آسا بود.»

 

 «... حفظ این تحول اهمیتش بیشتر از اصل تحول است. باید همه کوشش کنند در حفظ این تحول عظیم. جوان‌های شما که آنها می‌خواستند بکشندشان به مراکز فساد و آنها رااز خود بی خود کنند تا حکومت کنند. این جوان‌ها را خدای تباری و تعالی توفیق داد از آنجا درآمدند به سنگرها رفتند، از آن مفاسد خودشان را خلاص کردند...».

 

 و روشن است که حفاظت و صیانت از دستاوردها و سرمایه‌های فرهنگی انقلاب اسلامی منوط به «سیاست‌گذاری» و «برنامه‌ریزی» شایسته مدیران و مسئولان فرهنگی نظام در هدایت ارزش‌ها و نگرش‌های جامعه به سوی تعالیم و آموزه‌های حیات‌بخش اسلام است.

 

 در عین حال، هرگونه اهمال‌کاری و سهل‌انگاری در این رابطه می‌تواند فضای فرهنگی کشور را از مختصات اصلی آن دور سازد. اما علیرغم وجود چالش‌ها و آفت‌های درونی و بیرونی که در برابر انقلاب اسلامی قرار دارند، همچنان که مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «به برکت نسل جوان با ایمان و پرشور، افق آینده کشور بسیار امیدوارکننده و مثبت است».

 

 

 منبع:پیام شورای هماهنگی،شماره 15،خرداد 83

رویدادهای 15 بهمن 1357

 * حضرت امام خميني طي يك سخنراني جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.

 * به دنبال جلسه روز گذشته شوراي انقلاب ـ كه نخست وزيري دولت موقت به مهندس بازرگان پيشنهاد شده بود ـ اين شورا براي گرفتن جواب از وي تشكيل جلسه داد. بازرگان درباره اين جلسه مي‌گويد: ابتدا پس از تشكراز حسن ظن آقايان، گفتم «اگر بنده را نامزد نخست وزيري نماييد با علم و اطلاع از افكار و اخلاق و سوابقم خواهد بود... همه مي‌دانيد كه من معتقد به دمكراسي و مشورت و اعتقاد به ديگران هستم و از تندي و تعجيل احتراز دارم و علاقمند به مطالعه و علم تدريجي هستم. حال اگر با اين سوابق و شرايط قبولم داريد، پيشنهاد فرماييد.» عكس‌العمل مثبت يا منفي در مجلس نديدم. سكوت و قبولي و اصرار مجدد آقايان روحاني عضو شورا و امام در برابر شرايط و اتمام حجت من باعث تعجبم شد و انتظار آن را نداشتم.

 * شاپور بختيار گفت: درهاي مذاكره با آيت‌الله خميني همچنان باز است ... جمهوري اسلامي براي من مجهول است. وي افزود كه من نه با شاه و نه با (امام) خميني سازش نمي‌كنم و اجازه تشكيل دولت موقت را به او (امام خميني) نمي‌دهم.

 

 * راديو عدن: عده زيادي از افسران پايگاه هوايي همدان، در پايگاه بازداشت و زنداني شدند.

 

 * وزراي خارجه آمريكا و انگليس طي ديدار ديويد اوئن از آمريكا، در مورد اوضاع ايران به گفتگو نشستند. بغداد نيز با اعزام هيأتي به عربستان، به بررسي اوضاع ايران و منطقه پرداخت.

 

 * ژنرال هايزر، فرستاده ويژه آمريكا به ايران، با اتمام مأموريت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ايراني، عازم آمريكا شد. سخنگوي وزرات خارجه آمريكا گفت: هايزر سعي كرد تا نظاميان ايران از بختيار حمايت كنند. وي به اين علت ايران را ترك كرد كه اقامت وي به احساسات ضد آمريكايي در ايران دامن مي‌زد.

 

 * بنا به گزارش دولت آمريكا، ايران به علت كمبود مالي در اثر از دست دادن فروش نفت، قرارداد ده ميليارد دلاري خريد اسلحه از آمريكا را لغو كرد. گفتني است چون امريكا نظام سلطنتي ايران را در خطر مي‌ديد، فروش اين سلاح‌ها، از جمله چندين فروند آواكس را به مصلحت خويش نمي‌ديد. لذا يكي از مأموريت‌هاي هايزر، بر هم زدن اين قرارداد به نحوي بود كه آمريكا متضرر نشود.

 

 * خانواده‌هاي همافران و درجه‌داران بازداشتي و نيروي هوايي، با تجمع در دادگستري به عنوان اعتراض به دستگيري آنها،‌ خواهان آزادي اين همافران شدند.

 

 * همافران نيروي هوايي در بهبهان به عنوان طرفداري از امام خميني، دست به راهپيمايي زدند.

 

 * از سوي آيت‌الله گلپايگاني ، اعلاميه‌اي خطاب به نمايندگان مجلس، هيأت دولت و امراء ارتش، منتشر شد.

 

 * آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌اي از عراق براي حضرت امام، از مبارزات ملت ايران حمايت كرد.

 * به مناسبت ورود حضرت امام به ايران، از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي تلگرامي براي ايشان ارسال شد.

 * خبرگزاري فرانسه: آيت‌الله شريعتمداري اظهار داشت: اختلاف جزئي بين آيات عظام با مذاكره مرتفع خواهد شد.

 

 * دولت بختيار برداشت از پس‌انداز و سپرده‌هاي بانكي مردم را محدود كرد.

 

 * يك خبرگزاري ژاپني گزارش داد: يك نماينده از سوي امام خميني، با برژنف در بلغارستان، ملاقات و گفتگو كرده است.

 

 تذكر: برژنف از سيزدهم تا هفدهم ژانويه 1979، مطابق با بيست و سوم دي ماه 1357، در بلغارستان بسر مي‌برده است.

 

 * شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وي را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستاني از سوي دولت بختيار ممنوع‌الخروج شد.

 

 * گروهي از نمايندگان مستعفي مجلس شورا با حضرت امام ديدار كردند.

 

 * راديو لندن: از تظاهرات ديشب تهران هيچ گزارشي كه حاكي از برخورد مردم با نظاميان باشد، نرسيده است.

 

 * دو تن از وزراي سابق به نام‌هاي عبدالمجيد مجيدي و هوشنگ نهاوندي، توسط فرمانداري نظامي بازداشت شدند.

 

 * خسرو قشقايي پس از بيست و پنج سال تبعيد در آمريكا، به ايران بازگشت. وي يكي از رهبران ايل قشقايي است.

 

منبع:مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

 

حوادث یوم الله 12 بهمن 57


خبرگزاری یونایتدپرس تعداد مستقبلین در طول مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و در بهشت زهرا نیم میلیون نفر گزارش نمود. رادیو کلن شمار جمعیت را پنج تا شش میلیون ذکر کرده است. خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر ذکر کردند. (کیهان، 14/11/57، ص 8 و 3) 

 

 ٭ هواپیمای امام با تمام دل‌نگرانی‌هایش سرانجام صبح امروز در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست.

 

 ٭ سرود «خمینی ای امام، خمینی ای امام» در سالن فرودگاه چنان پرطنین بود که همه را میخکوب کرده بود.

 

 ٭ متن پیام خوشامدگویی که توسط استاد شهید مطهری نگاشته شده بود (سیری در زندگی استاد مطهری، ص 128) توسط یکی از دانشجویان قرائت شد.

 

 ٭ماشین حامل حضرت امام در میان سیل جمعیت خروشان ایران اسلامی راهی بهشت زهرا گردید تا ضمن تجدید پیمان با شهدای انقلاب اولین دیدار را با مردم که او را به عنوان امام خود با عشق و علاقه پذیرا گشته بودند، سخن بگوید.

 

 ٭ سپس امام سخنرانی تاریخی خود را آغاز می‌کنند:

 

 «بسم‌الله الرحمن الرحیم.

 

 ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم؛ مصیبت‌های بسیار بزرگ، مصیبت‌های زن‌های جوان‌مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده... این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده... بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که اینها ساقط شوند. ما به واسطه‌ی آرای مردم، مجلس مؤسسان و دولت موقت و دولت دائم را تعیین می‌کنیم. (صحیفه نور، ج 4)

 

 ٭ با اتمام سخنرانی امام جمعیت مجدداً به سمت جایگاه هجوم آوردند. امام نتوانست سوار هلی‌کوپتر گردد و بلافاصله سوار بر آمبولانسی که آنجا بود، شدند. بالاخره در بین راه امام سوار هلی‌کوپتر شدند و به سمت تهران پرواز کردند. امام بلافاصله به بیمارستان هزار تختخوابی رفتند تا از مجروحان حوادث اخیر که در آنجا بستری بودند دیدار کنند. امام از بیمارستان به منزل یکی از بستگان خود رفتند و عصر نیز با تماس به مدرسه رفاه از محل اقامت خود مسئولان کمیته استقبال را مطلع می‌سازند.

 

 ٭ در گزارشات روزنامه‌ها ارقام جالبی از شکستن تلویزیون‌ها به علت قطع پخش برنامه‌ی ورود امام آمده است. (کیهان 14/11/1357، ص 2 و ص 8)

 ٭ خبرگزاری یونایتدپرس تعداد مستقبلین را در طول مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و در بهشت زهرا نیم میلیون نفر گزارش نمود. رادیو کلن شمار جمعیت را پنج تا شش میلیون ذکر کرده است. خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر ذکر کردند. (کیهان، 14/11/57، ص 8 و 3)

 ٭ در حدود ساعت 11:05 ماشین حامل امام وارد میدان آزادی شده و در میان شور و شوق و اشتیاق شدید استقبال‌کنندگان و پس از یکبار دور زدن دور میدان وارد خیابان آزادی شد. ماشین امام که چند نفر هم برای محافظت روی سقف آن نشسته بودند با طی مسافت چند کیلومتری دور میدان و در میان بارانی از گل و گلاب و نقل که بر ماشین می‌بارید و اشک‌های شوق که بر گونه‌ها جاری بود به سمت دانشگاه تهران به حرکت درآمد.

 

 ٭ امام در مقابل دانشگاه به علت تراکم بیش از حد مستقبلین بالاجبار سخنرانی ننمودند و از چهار راه ولی‌عصر به سوی میدان راه‌آهن به حرکت درآمدند، شاید یکی از دلایل عدم سخنرانی امام غیر از تجمع و تراکم در مقابل دانشگاه همین وضعیتی بود که گروه‌های سیاسی برای سوءاستفاده به وجود آورده بودند.

٭ امام در ساعت 10:5 اولین شب اقامت در ایران علیرغم خستگی زیاد اعضای کمیته برگزاری استقبال را به حضور پذیرفتند و برای آنان سخنرانی کردند. (کیهان، 14/11/57، ص 4)

  

يه عكس از پسرم پارسا

بزرگترین راهپیمایی تاریخ ایران قبل از پیروزی انقلاب

در تاریخ‌ حیات‌ سیاسی‌ هر ملتی‌ روزهای‌ پرشکوه‌، زیبا وشگفت‌انگیزی‌ وجود دارد که‌ به‌ دلیل‌ حوادثی‌ که‌ در آن‌ روزها اتفاق افتاده‌، عزت‌ و استقلال‌ و آزادی‌ مردم‌ را تضمین‌ کرده‌ است‌. از جمله روزهایی که در تاریخ ایران ماندگار شده‌اند، تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی سال‌ 57 است‌. 

 راهپيمايي عظيم عاشورا و اربعین حسيني در سال 1357 و شركت ميليوني مردم در اين راهپيمايي تعجب همه جهانيان را برانگيخت و آنان را به طور جدي‌تر با اهداف انقلاب اسلامي آشنا ساخت.

 راهپيمايي‌هاي محرم، كل مشروعيت سلطنت را موكدا زير سوال برد. درخواست‌هاي نهضت اسلامي، توسط شبكه مسجد، سريعا به سرتاسر كشور گسترش يافت و طيف وسيعي از ايرانيان ناراضي، از اين درخواست‌ها استقبال كردند ... افكار عمومي به طور كلي و كامل تغيير جهت داده بود. اينك براي اولين بار، بسياري از مردم، بيشتر عليه شاه بودند تا با شاه و تمايل به اظهار اين امر نيز داشتند.

 محرم سال 57 برای رژیم شاه یك كابوس وحشتناك بود. مردم در ضمن شعارهای خود خطاب به كسانی كه هنوز در حاشیه خیابان‌ها انقلاب را نظاره می‌كردند، می‌گفتند: "این نهضت حسینی تماشاچی ندارد" و این شعار بر خیل تظاهركنندگان می‌افزود. انقلاب در شب‌های محرم آن سال، حال و هوای معصومانه‌ای داشت.

 تاثير شديد اين امر بر قدرت دولت و نظام، به شدت مخرب بود ... جان مساله، سياسي بود. نيروهاي انقلابي، مطمئن از پيروزي، به نحوي انتظار پايان عمر رژيم را مي‌كشيدند و خواستار روي كار آمدن دولتي بودند كه آرزوها و آمال مردم را با مآل‌انديشي به مرحله اجرا درآورد.

 دهه‌ی‌ دوم‌ آذرماه‌ سال‌ 57 مصادف‌ با دهه‌ی‌ اول‌ ماه‌ محرم‌ بود. در این‌ ماه‌ می‌بایست‌ حتماً کاری‌ انجام‌ می‌شد و انقلاب‌ حرف‌ آخر رامی‌زد. از قبل‌ برنامه‌ریزی‌ شده‌ بود که‌ در روزهای‌ تاسوعا و عاشورا،راه‌پیمایی‌ صورت‌ گیرد. تقریباً همه‌ی‌ مردم‌ می‌دانستند که‌ رفراندوم‌ باشکوهی‌ در پیش‌ است‌.به‌ هر حال‌ هدف‌ این‌ بود که‌ با دست‌ زدن‌ به‌ اقدامی‌، جوّ خفقان‌ شکسته‌شود و در دوئل‌ سیاسی‌ شاه‌ و ملت‌، شاه‌ شکست‌ بخورد و برای‌ همیشه‌از دور خارج‌ گردد.

انتشار خبر بازگشت حضرت امام به ايران و بسته شدن فرودگاه مهرآباد

  انتشار خبر بازگشت حضرت امام خميني به ميهن اسلامي در سی ام دی ماه سال 57، شادي و شعف فراواني در ميان مردم  ايران به وجود آورد و گفتگو درباره مراجعت امام و کيفيت استقبال از ايشان، در ميان مردم و اجتماعات کوچک بزرگ، شور و هيجان غيرقابل وصفي ايجاد کرد.

از طرف ديگر، اعلام تصميم قطعي امام براي بازگشت به ايران، عوامل رژيم شاه را دچار بحران و اضطراب شديدي کرد. آنها با تلاش بي‏ وقفه سعي داشتند راهي براي نجات خود بيابند و بسياري ناچار به استعفا و فرار از ايران شدند.

 

 بعضي از نظاميان وابسته رژيم نيز با حمله به مردم بي‏ دفاع، آخرين تلاش‏هاي خود را براي حفظ نظام طاغوت به کار بستند. اما اين اقدامات نه تنها نتوانست خللي در اراده آهنين مردم ايران وارد کند، بلکه آنها را در ادامه راهشان تا حصول پيروزي نهايي، مصمم ‏تر کرد.


وقتي خبر بازگشت حضرت امام خميني(ره) به کشور قوت گرفت، روز چهارم بهمن ماه سال 57 دولت بختيار، براي جلوگيري از ورود امام، به کليه شرکت‏هاي هواپيمايي بين المللي اعلام کرد که به تهران پرواز نکنند.

علاوه بر اين به دستور بختيار، تعداد زيادي تانک و زره‏پوش در فرودگاه مهرآباد تهران مستقر شدند تا از ورود امام به ميهن اسلامي جلوگيري نمايند. همچنين کليه فرودگاه‏هاي کشور براي سه روز بسته اعلام شد و در نتيجه، نزديکان امام اعلام کردند، به مناسبت بسته بودن فرودگاه‏ها، سفر امام به تهران، دو روز به تعويق افتاد.

عکس‏ العمل مردم در برابر اين عمل بختيار به حدي شديد بود که دستور بختيار در ظرف چند روز لغو شد..

  

مروری بر عوامل و علل فرار شاه از ایران+ تصویر


محمد رضا پهلوی، شاه ایران در 26 دی ماه سال 57، برخلاف پدر خود، رضا شاه كه پس از ۱۶سال حاكميت مستبدانه تحت حمايت انگليس از كشور خارج شد، بدون استعفا راهي سرزمين اربابان خود شد...

 

 همزمان با فرار شاه، مردم در سراسر ايران به خيابان‌ها آمدند و با پخش شيريني، اين رويداد مهم تاريخي را جشن گرفتند و ۲۶دي ماه ۵۷ نقطه عطف ديگري در تاريخ سراسر حماسه انقلاب سرخ و اسلامي ايران شد.

 

 شاه بعد از روی كار آمدن كارتر در سال 1977، درصدد جلب رضایت وی برآمد. نخست دولت سیزده ساله ی هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار تحصیل كرده ی امریكا را به صدارت گماشت و راهی آن كشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به كاخ سفید كه موجب پرتاب گاز اشك آور از طرف پلیس و اشك ریختن كارتر و مهمانانش شد، آغاز ناخوشی برای این سفر بود. اما شاه در همان دیدار نخستین با رییس جمهور جدید امریكا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری كند.

 

  در این مذاكرات، شاه جای هیچ گله و شكایتی برای امریكایی ها باقی نگذاشت، به طوری كه در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریكه ی سلطنت تكیه زده بود. ولی مشكلات اقتصادی و نابسامانی های ناشی از ریخت و پاش های گذشته از یك طرف و تشدید مخالفت ها با حكومت خودكامه و مفاسد و مشكلات ناشی از آن، به تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید كه مهار آن روز به روز دشوارتر می شد. آموزگار در كار خود فرو مانده و هویدا هم كه به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ گونه كارشكنی در كار دولت فروگذار نمی كرد و سرانجام با انتشار مقاله ی توهین آمیز نسبت به امام خمینی« قدس سره» در روزنامه ی اطلاعات در 17 دی 1356، كاری ترین زهر خود را به حكومت آموزگار ریخت.

 

 ولي مشكلات اقتصادي و نابساماني‌هاي ناشي از ريخت و پاش‌هاي گذشته از يك طرف و تشديد مخالفت‌ها با حكومت خودكامه و مفاسد و مشكلات ناشي از آن، به‌تدريج روند نهضتي را در جامعه شدت بخشيد كه مهار آن روز به روز دشوارتر مي‌شد. آموزگار در كار خود فرو مانده و هويدا هم كه به وزارت دربار منصوب شده بود، از هيچ‌گونه كارشكني در كار دولت فروگذار نمي‌كرد و سرانجام با انتشار مقاله توهين‌آميز نسبت به امام خميني«قدس سره» در روزنامه اطلاعات در 17 دي 1356، كاري‌ترين زهر خود را به حكومت آموزگار ريخت. این مقاله به ابتكار هویدا تهیه و شاه بر انتشار آن صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر كرد.

 

 سرانجام دولت آموزگار از كار بر كنار شد و شاه، شريف امامي ‌را كه مهره انگليسي‌ها بود روي كار آورد تا بتوانددر كنار حمايت آمريكا، رضايت انگلستان را نيز جلب كند. انتخاب شريف امامي‌ به نخست‌وزيري هم هيچ‌يك از انتظارات شاه را بر آورده نكرد. عقبگرد ناگهاني رژيم در برابر مخالفان و آزادي مطبوعات، به گسترش فعاليت‌هاي مخالف رژيم انجاميد. اقدام شتابزده رژيم در برقراري حكومت نظامي، فاجعه 17شهريور در  ميدان ژاله (شهدا) را آفريد. انعكاس جهاني اين فاجعه رژيم را از اجراي مقررات حكومت نظامي‌بازداشت و تظاهرات و اعتصابات تازه‌اي را به‌دنبال آورد.

 

 تيراندازي به سوي دانشجويان و دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و كشته و زخمي‌شدن تعدادي از آنها، تظاهرات بي‌سابقه 14 آبان را در تهران به‌دنبال داشت. شاه همان روز با هلي‌كوپتر بر فراز شهر پرواز كرد و پس از مشاهده شعله‌هاي آتش كه از صدها نقطه شهر زبانه مي‌كشيد، به كاخ نياوران بازگشت و سفيران آمريكا و انگليس را نزد خود فرا خواند تا تصميم خود  براي تشكيل يك دولت نظامي‌ را به آنها ابلاغ كند. دولت نظامي‌در همان چند روز اول ناتواني خود را در اداره امور كشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حكومت نظامي‌هم عملاً كارايي خود را از دست داد.

 

 گسترش موج اعتصابات در سراسر كشور، به‌خصوص صنعت نفت، مملكت را به حال فلج كامل در آورد و درآمد ارزي كشور به صفر رسيد. شاه براي خروج از بن بستي كه در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملي روي آورد و قبل از همه دكتر غلامحسين صديقي را براي مقام نخست وزيري در نظر گرفت. دكتر صديقي پس از يك هفته مطالعه و مشورت، پاسخ رد داد. شاه از شاپور بختيار دعوت كرد. بختيار اين پيشنهاد را به شرط گرفتن اختيار كامل و خروج شاه از كشور بعد از رأي اعتماد مجلسين به دولت پذيرفت. شاه ناگزير، تمام شرايط را پذيرفت.  شاه نيز پس از عدم‌موفقيت دولت نظامي ازهاري در برقراري نظم و آرامش و رفع اعتصاب‌ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، راه ديگري جز خروج از كشور نداشت.

 

 شاه در هنگام خروج از ایران در مصاحبه ی كوتاهی به خبرنگاران گفت:

 

 «مدتی است احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این كه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اكنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترك می كنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی كه پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»

 

 وی در مورد مدت سفر گفت:

 

 «این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین كنم.»

 

 ساعت 12:30 ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترك كردند.

 سرانجام شاه روز 26 دي 1357، فرار را برقرار ترجيح داد. ساعت 30: 12 بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترك كردند.  از اعضاي خانواده سلطنتي تنها فرح مانده بود كه او نيز همراه همسرش از ايران خارج شد. پس از خروج شاه از ايران، موج شادي مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خيابان‌ها و اظهار شادماني و پخش گل و شيريني اين پيروزي بزرگ را جشن گرفتند و رژيم سلطنتي كمتر از يك ماه پس از فرار شاه سقوط كرد و طومار عمر رژيم سراسر ظلم و جور 2500 ساله شاهنشاهي روز 22 بهمن 1357، درهم پيچيده شد.

 

 شكل گیری و گسترش نهضت اسلامی و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری حضرت امام خمینی و برگزاری مراسم چهلم های شهدا در شهرهای مختلف و كشتار 17 شهریور و اعتصاب كاركنان شركت ملی نفت، كنترل امنیت كشور را از دست نیروهای رژیم و حتی حكومت نظامی خارج نموده و موجب شد كه در زمان كوتاهی، پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردد. شاه پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، به رهبران جبهه ملی روی آورد. پس از ناكامی جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی و ازهاری در مهار كردن امواج خشم و نفرت عمومی مردم در جریان نهضت اسلامی، شاه آخرین تیر خود را رها كرد و سعی كرد با انتخاب یكی از اعضای جبهه ملی كه به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همین جهت شاپور بختیار به شرط گرفتن اختیارات كامل و خروج شاه از كشور بعد از رای اعتماد مجلسین به دولت، نخست وزیری را پذیرفت. سرانجام در روز 26 دی 1357، شاه پس از سالها ظلم و جنایت در حق مردم مسلمان ایران، به همراه همسرش، ایران را به سمت مصر ترك كرد، در حالیكه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند. پس از فرار شاه، ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی، این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و این زمانی بود كه رژیم پهلوی پس از 50 سال حكومت استبدادی، روزهای پایانی عمر خود را سپری می كرد؛ چنانكه در كمتر از یك ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهی ایران در هم پیچیده شد.

   در آخرین روزها فرح كوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این كار مشكلی را حل نخواهد كرد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح در ایران مانده بود كه او نیز همراه همسرش از کشور خارج شد.