بازشناسی دگرگونی فرهنگی در ایران از منظر امام خمینی(ره)
با سیری گذرا در بیانات امام خمینی (ره) در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی درمییابیم که ایشان تأکیدهای فراوانی درباره مقوله «تحول فرهنگی» نمودند و بارها و بارها از آن سخن به میان آوردند و افکار عمومی مردم را به آن متوجه کردند.
در عصر جهانگشایی فرهنگی (cultural imperialism) و حاکمیت تحمیلی و موزیانه مختصات نظام فرهنگی مغرب زمین، انقلابی در ایران روی داد که در معنای عام میتوان آن را یک انقلاب اجتماعی (social revolution) نامید که مردم ایران را در تمامی ابعاد و جوانب زندگی فردی و اجتماعی متحول ساخت. یکی از مهمترین مصادیق این تحول، «دگرگونی فرهنگی» (Cultural change) بود که هویت تازهای در روح جمعی ملت ایران دمید. در واقع، از واپسین سالهای دهه پنجاه به بعد، شاهد «بازسازی فرهنگی (Cultural reconstruction)» عمیقی در ایران بودیم.
با سیری گذرا در بیانات امام خمینی (ره) در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی درمییابیم که ایشان تأکیدهای فراوانی درباره مقوله «تحول فرهنگی» نمودند و بارها و بارها از آن سخن به میان آوردند و افکار عمومی مردم ایران را به آن متوجه کردند. این تأکیدها تا بدانجاست که میتوان «تحول فرهنگی» را بهعنوان اساسیترین زاویه نگاه امام راحل به انقلاب اسلامی مردم ایران در نظر گرفت. در این مجال مختصر قصد آن داریم که پیرامون این موضوع مهم تأملی نموده و دیدگاههای امام راحل را درباره آن عرضه کنیم.
انقلاب اسلامی؛ محصول تحول فرهنگی جامعه ایران
از دیدگاه امام اهمیت تحول فرهنگی تا به آن اندازه است که حتی از بسیاری از دستاوردهای انقلاب اسلامی باارزشتر و چشمگیرتر است:
« من کراراً این مطلب را گفتهام که این نهضت یک تحولاتی را [بوجود] آورده است که آن تحولات، تحولات روحی و انسانی است که در نظر من بسیار اهمیتش بیشتر از این پیروزی در مقابل شاه سابق و قدرتهای بزرگ است. در ظرف یک مدت کوتاهی ملت ما متحول شد... این تحول یک چیز بزرگی است...».
ازنظر امام، این تحول از خصوصیاتی برخوردار است که در اغلب جوامع و ملتهای دیگر به چشم نمیخورد و همین امر، بر اهمیت و اعتبار آن میافزاید.
اما پیامدها و تأثیرهای این تحول در ایران چه بود؟ امام راحل معتقد بودند که عامل اصلی تغییریافتن نظام فکری و ارزشی مردم از حوزه طاغوتی به حوزه ي الهي و اسلامی، مرهون و ثمره شکلگیری این تحول در هر کدام از افراد جامعه بود:
«این پیشرفتی که ملت ایران کرد مرهون آن تغییری بود، تحولی بود که در نفوس پیدا شد... ملت ما یک قومی بودند که بهواسطه تغییرات سوئی که در طول تاریخ شده بود و به واسطه سلطه همه جانبه اجانب و دستنشاندگان اجانب به یک صورتی درآمده بود که این صورت، پذیرش این رژیم سابق را میکرد... پذیرش ظلم و رژیم ستمگر و طاغوت را فراهم میکرد.
تا این تغییر حاصل نشده بود، تغییر نفسانی حاصل نشده بود، این قوم مورد تغییر واقعی که رفتن یک رژیم طاغوتی و آمدن یک رژیمی که اسلامی باشد، این معنا حاصل نمیشود.»
در واقع، این تحول از سنخ تحولات و تغییرات معنوی، روانی و روحی بود که ابتدا در سطح فرد رخ داد و سپس به سطح جامعه سرایت کرد و جامعه را متحول ساخت. از اینجا میتوان دریافت که برای تحلیل و شناسایی انقلاب اسلامی ایران، «روانشناسی» جامعه ایران بر «جامعه شناسی» آن تقدم و اولویت دارد و انقلاب اسلامی را نمیتوان درک کرد، مگر با تدقیق و تأمل فراوان درباره دگرگونی فرهنگی مردم ایران. این دگرگونی در ادبیات دینی و اسلامی، «توبه و بازگشت به سوی خداوند» خوانده میشود؛ رجعتی که سرتاسر وجود انسان و اعماق قلب او را دگرگون کرده و ارزشهایی انسانی و الاهی را در درون او محقق میسازد، تعبیر امام در اینباره جالب است:
«[ملت ایران] متحول شدند، انسان عشرتکدهای متحولشده به انسان مجاهد اسلامی، انسان شهوتران متحول شد به انسان عاشق موت [یعنی مرگ و شهادت] ...».
خاستگاههای تحول فرهنگی در ایران
پرسشی که در این قسمت به دنبال پاسخ آن هستیم عبارت از این است که منشأ و خاستگاه شکلگیری پدیده تحول فرهنگی چه بوده است؟ چه عوامل و زمینههایی سببساز پدیدآمدن دگرگونیهای فرهنگی و تغییرات در عرصه بینشها و گرایشهای افراد جامعه میشود؟ چگونه خواستها و علایق طبقات و قشرهای مختلف مردم ایران، سمت سوی یکسانی یافت و آرمان اجتماعی (Social ideology) واحدی را تحقق بخشید؟
تشخیص این موضوع کار دشواری نیست. توجه به شعارها و پیامهای نهضت مردم ایران و طبقات و قشرهای شرکتکننده در آن و همچنین رهبری این نهضت، ما را به سوی پاسخ این پرسشها سوق خواهد داد. همچنان که امام راحل در موارد متعددی اشاره کردهاند، منشأ اصلی اسلام است:
«اسلام اینطور مردم را متحول کرده است که ترس را از دلها برده است و جانها را الاهی کرده است و روحها را روحانی کرده است...».
«من خدا را شکر میکنم که در یک ملتی واقع هستم که تحول معنوی [در آنها] حاصل شده و این تحول به دست خداست. امکان نداشت که کسی بتواند یک نفر را اینطور متحول کند؛ از مرکز فحشا به مرکز عبادت و عرفان بیاورد، به مرکز جنگ با کفار بیاورد.»
آری، اسلام توانست یکی از بزرگترین تحولات فرهنگی و الهی را در ایران در قرن بیستم، هنگامی که حکومتهای سکولار و سرمایهسالاران غربی سلطه خود را در تمام دنیا بسط دادهاند و معنویت و ایمان دینی و اخلاق رنگ باختهاند، پدید آورد. اسلام با جامعیت خود و بر پایه تطابق و هماهنگی کامل خود با فطرت الاهی انسان، فرهنگ خودپرستی و لذتجویی را از روان و ضمیر ملت ایران زدود و فرهنگ خداپرستی و فضیلتگرایی و ایثار را در باطن آنها دمید.
براساس همین تحولات بود که نسل جوان دهه شصت، حماسههای بیشماری را در طول «جنگ تحمیلی هشت ساله» آفرید و تصویری از شهادتطلبی و فداکاری و دینمداری را خلق کرد که در تمام جهان بینظیر بود. در واقع، این نسل نسلی بود که تحول روحی و معنوی را در خود تجربه کردند و پیش از «انقلاب سیاسی و اجتماعی»، «انقلاب الاهی و معنوی» را در نهاد خود محقق ساختند.
تحول فرهنگی و آینده انقلاب اسلامی
اکنون که در دهه سوم از حیات پربرکت نظام اسلامی به سر میبریم، چالشهای گوناگون فرهنگی، آرمانها و دستاوردهای فرهنگی و فکری و اسلامی انقلاب را تهدید میکنند. شبیخون فرهنگی، جهانیسازی، عدم آگاهی نسل جوان از پیشینه انقلاب و ... از جمله این مخاطرهها است. به راستی، چگونه میتوانیم از سرمایه فرهنگی (Culture capital) انقلاب در برابر چالشها و تنگناهای موجود حراست کنیم؟
همچنان که امام راحل در وصیتنامه سیاسی ـ الاهی خویش فرمودهاند، آنچه مسلم است این است که رمز بقا و تداومیافتن انقلاب همان رمز پیروزی آن است. از این رو، تحول فرهنگی که در سالهای آغازین انقلاب روی داد باید از گزندها و آسیبها محفوظ بماند تا بتوان به آینده انقلاب و حفظ ماهیت اسلامی آن امیدوار بود. امام راحل نیز همواره این مسأله را گوشزد میکردند:
«... از حالا به بعد هم ما احتیاج داریم که این تحول روحی محفوظ بماند. احتیاج داریم همه ما به اسلام و تعالیم عالیه اسلام، به این که این تحول روحی که در اول حاصل شد و معجزهآسا بود.»
«... حفظ این تحول اهمیتش بیشتر از اصل تحول است. باید همه کوشش کنند در حفظ این تحول عظیم. جوانهای شما که آنها میخواستند بکشندشان به مراکز فساد و آنها رااز خود بی خود کنند تا حکومت کنند. این جوانها را خدای تباری و تعالی توفیق داد از آنجا درآمدند به سنگرها رفتند، از آن مفاسد خودشان را خلاص کردند...».
و روشن است که حفاظت و صیانت از دستاوردها و سرمایههای فرهنگی انقلاب اسلامی منوط به «سیاستگذاری» و «برنامهریزی» شایسته مدیران و مسئولان فرهنگی نظام در هدایت ارزشها و نگرشهای جامعه به سوی تعالیم و آموزههای حیاتبخش اسلام است.
در عین حال، هرگونه اهمالکاری و سهلانگاری در این رابطه میتواند فضای فرهنگی کشور را از مختصات اصلی آن دور سازد. اما علیرغم وجود چالشها و آفتهای درونی و بیرونی که در برابر انقلاب اسلامی قرار دارند، همچنان که مقام معظم رهبری فرمودهاند: «به برکت نسل جوان با ایمان و پرشور، افق آینده کشور بسیار امیدوارکننده و مثبت است».
منبع:پیام شورای هماهنگی،شماره 15،خرداد 83
اسماعیل گشتاسب هستم متولد30/3/1359 شهرستان گچساران متاهل و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان ودر حال حاضر کارمند دولت .