عقاب و تغییر

عقاب می تواند 70 سال زندگی کند
اما...
به 40 سالگی که می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند.
نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود.
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.
آنگاه عقاب می ماند و یک دو راهی:
اینکه بمیرد
و یا اینکه یک روند دردناک تغییرات را برای 150 روز تحمل کند
و این روند مستلزم آن است که به قله یک کوه پرواز کرده و آنجا بنشیند
در آنجا نوک خود را به صخره یی می کوبد تا آنجا که کنده شود
پس از آن منتظر می ماند تا نوک جدیدی به جای آن بروید ، و بعد از آن چنگالهایش را از جا در می آورد
پس از آنکه چنگال جدید رویید ، عقاب شروع به کندن پرهای کهنه اش می کند
و پس از گذشت 5 ماه عقاب پرواز تولد مجدد را انجام می دهد و مدتها زندگی خواهد کرد...برای 30 سال دیگر
چرا تغییر لازم است؟.... بسیار می شود که برای زیستن نیاز است تغییری را ایجاد کنیم...گاهی اوقات نیاز داریم از شر خاطرات و عادات کهنه و سنتهای نادرست گذشته رها شویم
براي پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابي نيرومند بيايد و از زمينت برگيرد و در آسمانهايت پرواز دهد. بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و برويد و بکوش تا اينهمه گوشت و پيه و استخوان سنگين را که چنين به زمين وفادارت کرده است، سبک کني و از خويش بزدايي، آنگاه به جاي خزيدن، خواهي پريد. در پرنده شدن خويش بکوش و اين يعني بيرون آمدن از زندان درون...

دروغ وحقیقت

روزی دروغ به حقيقت گفت : ميل داری با هم شنا كنيم؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت. آن دو باهم به كنار ساحل رفتند. حقيقت لباسش را درآورد، دروغ حيله گر فورا لباسهای او را پوشيد. از آن روز به بعد هميشه حقيقت عريان است و دروغ در لباس حقيقت، زيبا و فريبنده

جستن آن درخت که هر که از میوه آن خورد نمیرد

دانایی به رمز داستانی می‌گفت: در هندوستان درختی است كه هر كس از میوه‌اش بخورد پیر نمی شود و نمی‌میرد. پادشاه این سخن را شنید و عاشق آن میوه شد, یكی از كاردانان دربار را به هندوستان فرستاد تا آن میوه را پیدا كند و بیاورد. آن فرستاده سال‌ها در هند جستجو كرد. شهر و جزیره‌ای نماند كه نرود. از مردم نشانیِ آن درخت را می‌پرسید, مسخره‌اش می‌كردند. می‌گفتند: دیوانه است. او را بازی می‌گرفتند بعضی می‌گفتند: تو آدم دانایی هستی در این جست و جو رازی پنهان است. به او نشانی غلط می‌دادند. از هر كسی چیزی می‌شنید. شاه برای او مال و پول می‌فرستاد و او سال‌ها جست و جو كرد. پس از سختی‌های بسیار, ناامید به ایران برگشت, در راه می‌گریست و ناامید می‌رفت, تا در شهری به شیخ دانایی رسید. پیش شیخ رفت و گریه كرد و كمك خواست. شیخ پرسید: دنبال چه می‌گردی؟ چرا ناامید شده‌ای؟
فرستادة شاه گفت: شاهنشاه مرا انتخاب كرد تا درخت كم‌یابی را پیدا كنم كه میوة آن آب حیات است و جاودانگی می‌بخشد. سال‌ها جُستم و نیافتم. جز تمسخر و طنز مردم چیزی حاصل نشد. شیخ خندید و گفت: ای مرد پاك دل! آن درخت, درخت علم است در دل انسان. درخت بلند و عجیب و گستردة دانش, آب حیات و جاودانگی است. تو اشتباه رفته‌ای، زیرا به دنبال صورت هستی نه معنی, آن معنای بزرگ (علم) نام‌های بسیار دارد. گاه نامش درخت است و گاه آفتاب, گاه دریا و گاه ابر, علم صدها هزار آثار و نشان دارد. كمترین اثر آن عمر جاوادنه است.
علم و معرفت یك چیز است. یك فرد است. با نام‌ها و نشانه‌های بسیار. مانند پدرِ تو, كه نام‌های زیاد دارد: برای تو پدر است, برای پدرش, پسر است, برای یكی دشمن است, برای یكی دوست است, صدها, اثر و نام دارد ولی یك شخص است. هر كه به نام و اثر نظر داشته باشد, مثل تو ناامید می‌ماند, و همیشه در جدایی و پراكندگی خاطر و تفرقه است. تو نام درخت را گرفته‌ای نه راز درخت را. نام را رها كن به كیفیت و معنی و صفات بنگر, تا به ذات حقیقت برسی, همة اختلاف‌ها و نزاع‌ها از نام آغاز می‌شود. در دریای معنی آرامش و اتحاد است.

داستانی کوتاه و اموزنده

دانشمندي يکي را گفت چرا تحصيل علم نمي کني؟
آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است به دست آورده ام.
دانشمند از او پرسيد: که خلاصه علم چيست؟
گفت: پنج چيز است
اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگويم.
دوم: آنکه تا حلال منتهي نشود، دست به حرام درازنکنم.
سوم: آنکه تا از تفتيش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوي عيب مردم نپردازم.
چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هيچ مخلوق اِلتِجا نبرم.
پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کيد شيطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.

ماجرای زیبای علم بهتر است یا ثروت

جمعیت زیادی دور حضرت علی ( ع ) حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
-علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید :
یا اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟
امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس!
مرد که آخر:جمعیت ایستاده بود پرسید:
-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

- در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،
-و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یاثروت؟
-حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

-نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
-حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

-با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.

مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
-امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.

-در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،
-که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…

-نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

گاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت:
اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

"من شهر دانش و آگاهی هستم و علی دروازه ورود به آن شهر"
پیامبر اسلام (ص)

ظرفیت اعجاب انگیزبشر

میلتون اریکسون،مبدع روش درمانی جدیدی است که در حال حاضر در ایالات متحد هزاران پیشرو دارد. او زمانی که دوازده ساله بود، به فلج اطفال دچار شد. ده ماه بعد، شنید که پزشک معالج به پدر و مادرش می گفت:" پسرتان امشب را به صبح نخواهد رساند." و شنید که مادرش می گرید.
با خودش فکر کرد:" کسی چه می داند، شاید اگر من بتوانم امشب را زنده بمانم، مادرم این قدر ناراحت نشود." و تصمیم گرفت که تا طلوع فردا نخوابد. وقتی خورشید طلوع کرد، فریاد زنان به مادرش گفت:" هی، من هنوز زنده ام!" شادمانی در خانه به حدی زیاد بود که او تصمیم گرفت هر روز بکوشد که یک شب دیگر هم زنده بماند تا بدین طریق درد و رنج خانواده اش را یک روز دیگر به تعویق بیندازد.
او در سال 1990، زمانی که 75 سال داشت، دیده از جهان فرو بست، در حالی که شماری کتاب ارزشمند در زمینه ظرفیت اعجاب انگیز بشر در فائق آمدن بر محدودیت هایش از خود بر جای گذاشت.
   

داستانهای پند اموز

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟» برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.» سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:« در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.»
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.» هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟» در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.»

تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!!

بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدم؟!



2 -روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت .
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم .
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت :
خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است .
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده
و از درد به خود می پیچد
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم .
آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .
سقراط پرسید :
به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی ؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت .
و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم .
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود ؟
بیماری فکری و روان نامش غفلت است.
و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد .
و به او طبیب روح و داروی جان رساند .
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده .
" بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است .

3-

دانه کوچک بود و کسی او را نمی‌دید. سال‌های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود. دانه دلش می‌خواست به چشم بیاید، اما نمی‌دانست چگونه. 

گاهی سوار باد می‌شد و از جلوی چشمها می‌گذشت. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها می‌انداخت و گاهی فریاد می‌زد و می‌گفت:

“من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید .”

اما هیچکس جز پرنده‌ها‌یی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره‌هایی که به چشم آذوقه زمستان به او نگاه می‌کردند، به او توجهی نمی‌کرد.

دانه خسته بود از این زندگی؛ از این‌ همه گم‌ بودن و کوچکی خسته بود.

یک روز رو به خدا کرد و گفت: “نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچ‌کس نمی‌آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می‌آفریدی.”



خدا گفت: “اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فکر می‌کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ‌شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده‌ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می‌خواهی به چشم بیایی، دیده نمی‌شوی. خودت را از چشم‌ها پنهان کن تا دیده شوی.”



دانه کوچک معنی حرف‌های خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد.

سال‌ها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمی‌توانست ندیده‌اش بگیرد. سپیداری که به چشم همه می‌آمد








شعر آزادی:

پشه ای در استکان آمد فرود/
تا بنوشد آن چه واپس مانده بود/
کودکی-از شيطنت-بازی کنان/
بست با دستش دهان استکان/!
پشه ديگر طعمه اش را لب نزد/
جست تا از دام کودک وارهد/.
خشک لب می گشت حيران راه جو/
زير و بالا،بسته هر سو،راه او/
روزنی* می جست در ديوار و در/
تا به آزادی رسد بار دگر/
هر چه بر جهد و تکاپو می فزود/
راه بيرون رفتن از چاهش نبود/
آنقدر کوبيد بر ديوار،سر/
تا فرو افتاد خونين بال و پر/
جان گرامی بود آن نعمت لذيذ/
ليک آزادی گرامی تر عزيز//
فریدون مشیری

سه پند لقمان به پسرش

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست .

روند تصویب و لغو کاپیتولاسیون در ایران

  کاپيتولاسيون عبارت است از معاهده‌اي که به موجب آن بيگانگان حق اقامت در کشور ديگري را براي خود تحصيل مي‌کنند و از برخي حقوق و مزاياي "اختصاصي" بهره مند مي‌شوند. در ايران اين موضوع براي اولين بار در عصر صفوي مطرح شد، ولي هيچ وقت تحقق نيافت. در دوره قاجار و در پي شکست ايران در جنگ با روسيه قرارداد ترکمانچاي به ايران تحميل شد. در اين قرارداد و به موجب فصول 7 و 8 آن، قانون مصونيت قضايي مستشاران روسي به ايران تحميل و پس از آن دولتهاي انگليس و فرانسه نيز کاپيتولاسيون را به ايران تحميل نمودند. تا بالاخره در سال ۱۳۰۶ش. اين قانون در ايران لغو گرديد.
          الغاي کاپيتولاسيون در کشورهاي جهان
          رژيم کاپيتولاسيون در کشورهاي مختلف جهان در اواخر قرن نوزدهم ميلادي و اوائل قرن بيستم به صورت هاي گوناگون از بين رفت. اولين کشوري که با امضاي قراردادي کاپيتولاسيون را در کشور خود منسوخ کرد کشور ژاپن بود که در سال ۱۸۹۹به اين امر مهم دست يافت. کشور يونان در سال ۱۹۱۴، کشور مراکش در سال ۱۹۲۰؛ کشور ترکيه به طور نهايي در سال ۱۹۲۳م. کشور تايلند (سيام) در سال ۱۹۲۷، و ايران در سال ۱۹۲۸ توانستند به مقابله با کاپيتولاسيون پرداخته و آن را لغو نمايند.
          الغاي کاپيتولاسيون در ايران
          آن زمان که مردم عليه استبداد داخلي قيام کردند و خواهان مشروطيت بودند، دولت عثماني رژيم کاپيتولاسيون را بدون رضايت بيگانگان و به طور يک جانبه لغو نمود. حذف کاپيتولاسيون در ايران به يکي از مواد مهم مرامنامه هاي احزاب ايران تبديل شد و هر حزب و گروهي خواهان لغو اين امتياز شدند. در سال ۱۲۹۷ش . تصويب نامه اي در دولت صمصام السلطنه صادر شد که در آن آمده بود، معاهدات، مقاولات و امتيازاتي که از يکصد سال به اين طرف دولت استبدادي روس و اتباع آن از ايران گرفته اند تماماً تحت فشار و جبر و زور و يا به وسيله عوامل غير مشروعه از قبيل تهديد و تطميع بر خلاف صلاح و صرفه مملکت و ملت ايران شده است و با استناد به قانون اساسي و حق مالکيت ايران الغا مي گردد. 4 تزلزل پايه کاپيتولاسيون در ايران را بايد در عهدنامه مودت ايران و شوروي در سال ۱۹۲۱م جست وجو کرد. کليه امتيازات از جمله کاپيتولاسيون که دولت روسيه تزاري از ايران گرفته بود در اين عهدنامه لغو گرديد..
          احياي مجدد کاپيتولاسيون در ايران
          با درگير شدن آمريکا در جنگ دوم جهاني، نيروهاي اين کشور در اروپا و آسيا مستقر شدند و حضور قابل توجهي در خارج آمريکا پيدا کردند. براي مستشاران نظامي آمريکا که در استخدام دولت ايران بودند يک قرارداد دفاعي دو جانبه امضا شد. پنج ماه بعد دولت آمريکا در خصوص وضعيت حقوقي نيروهاي خود مذاکراتي را با مقامات ايران آغاز کردند. چون مقامات آمريکايي از سابقه کاپيتولاسيون در ايران آگاه بودند تمايل داشتند که موضوع کاپيتولاسيون را بدون سر و صدا و با کمترين هزينه و در حقيقت با موافقت شخص شاه به انجام برسانند. از طرفي به علت ناتواني محمدرضا پهلوي دراجراي برنامه اصلاحات ارضي، دولت جان . اف کندي مجبور شد تا چهره مورد نظر آمريکا يعني علي اميني را به نخست وزيري منصوب کند دکتر علي اميني يک مأموريت اصلي بر عهده داشت، آن هم اجراي اصلاحات ارضي بود . لايحه اصلاحات ارضي در بيستم دي ماه ۱۳۴۰ به تصويب هيئت دولت رسيد. دولت آمريکا پس از دو ماه که از تصويب اصلاحات ارضي گذشته بود طرح درخواست اعطاي مصونيت مستشاران نظامي خود را مطرح کرد. آنان مي پنداشتند چون دولت اميني با فشار مستقيم آمريکاييان روي کارآمده است لذا به سرعت با درخواست آنها موافقت خواهد کرد. ولي اين سياستمدار کهنه کار و شاهزاده قاجاري که به خوبي از سابقه کاپيتولاسيون آگاه بود همواره در مقابل درخواست آمريکا طفره رفت تا سرانجام جاي خود را در سال ۱۳۴۱ به اسداله علم داد. دولت اسداله علم نيز موقعيت طرح و اجراي طرح آمريکايي کاپيتولاسيون را به دست نياورد تا در 17 اسفند ۱۳۴۲ جاي خود را به دولت حسنعلي منصور سپرد. در تيرماه ۱۳۴۳ محمدرضا شاه به آمريکا رفت و مورد استقبال گرم مقامات آمريکايي قرار گرفت. در مسائلي که مورد بحث و تبادل نظر طرفين قرار گرفت اعطاي کمک هاي نظامي آمريکا، منوط به وضع مقررات قضايي و مصونيت نظاميان آمريکا شد. پس از بازگشت شاه از آمريکا ، لايحه مزبور در مجلس سنا طرح شد. در سوم مرداد 1343 مجلس سنا جلسه فوق العاده اي تشکيل داد تا به بررسي چند لايحه بپردازد. اين جلسه تا نيمه شب ادامه پيدا کرد و بعد از طرح لوايح مختلف، مقارن نيمه شب، لايحه کاپيتولاسيون مطرح شد
          نکته قابل توجه اينکه حسنعلي منصور با تحريف حقايق سعي در بي اهميت جلوه دادن اين لايحه داشت. روز سه شنبه 21/7/1342 مجلس شوراي ملي بررسي لايحه مزبور را آغاز کرد سرانجام رأي گيري در ساعت پنج بعد ازظهر انجام و از 136 نماينده حاضر در جلسه، لايحه مذکور با 74 رأي موافق در مقابل 61 رأي مخالف به تصويب رسيد.
          واکنش امام خميني (ره ) در برابر کاپيتولاسيون
          بدون شک موضعگيري امام خميني (ره) در برابر مصوبه مجلس (کاپيتولاسيون) و در پي آن تبعيد ايشان، نقطه عطفي در تاريخ معاصر ايران مي باشد. رژيم شاهنشاهي که از سخنرانيها و افشاگريهاي معظم له مي هراسيد، نماينده اي به شهرستان قم اعزام کرد و اين پيام را براي امام فرستاد: « ... آمريکا به منظور کسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مي‌کند پول مي ريزد و از نظر قدرت در موقعيتي است که هرگونه حمله به آن ، به مراتب خطرناک تر از حمله به شخص اول مملکت است. آيت‌الله خميني اگر بنا دارند نطقي ايراد کنند بايد خيلي مواظب باشند که به دولت آمريکا برخوردي نداشته باشد که خيلي خطرناک است و با عکس‌العمل تند و شديد آنان مواجه خواهد شد ديگر هرچه بگويند حتي حمله به شاه چندان مهم نيست.. این فرد نتوانست به دیدار امام خمینی (ره) نایل گردد، ولی در دیداری با فرزند امام، حاج آقا مصطفی خمینی، این پیام را برای حضرت امام (ره) فرستاد:آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت می کند و پول می ریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آیت الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند حتی حمله به شاه چندان مهم نیست.
          این تهدیدات کوچکترین اثری در عزم راسخ حضرت امام (ره)، نداشت و ایشان در روز 4 آبان 1343 ، سخنرانی بسیار آتشین، کوبنده و افشاگرانه به عمل آوردند و مردم ایران را از جزئیات این خیانت مطلع ساختند.
          حضرت امام خمینی (ره) این سخنرانی را علاوه بر اینکه در روز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) ایراد فرمودند، سخنان خود را با آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) شروع نمودند و طی آن شدیدترین حملات را مستقیماً علیه آمریکا و شاه وارد نمودند. جیمزبیل، محقق آمریکایی، در مورد این سخنرانی چنین می گوید: (این سخنرانی پرشور او، یکی از مهمترین و تحریک کننده ترین بیانات سیاسی ایراد شده درایران در این قرن می باشد. حضرت امام خمینی (ره) در این سخنرانی با کمال قدرت و بطور مستقیم، شاه و آمریکا را به دلیل تلاش برای نابود کردن یکپارچگی و استقلال ایران مورد حمله قرار داد
          حضرت امام خمینی (ره) در بخشهایی از سخنرانی خود چنین فرمودند: قانون در مجلس بردند، در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداریشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند؛ اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترورکند، زیرپا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارد محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این، برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام وقعود، مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نیامد. امام خمینی (ره) به ایراد سخنرانی اکتفا نکردند و در همان روز، اعلامیه ای روشن و غنی نیز علیه احیای کاپیتولاسیون صادر کردند. در بخشی از این اعلامیه که با آیه (نفی سبیل) (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) شروع شده بود، چنین آمده است: (آیا ملت ایران می داند در این روزها در مجلس چه می گذشت؟ می داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می داند مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد، قلم سیاه کشید بر جمیع مفاخر اسلامی و ملی ما، قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزافهای چندین ساله سران قوم، ایران را از عقب افتاده ترین ممالک دنیا پست تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب منصبان و درجه‏داران نمود؟ حیثیت دادگاه‏های ایران را پایمال کرد؟. امروز که دولتهای مستعمره یکی پس از دیگری با شهامت و شجاعت خود را از تحت فشار استعمار خارج می کنند و زنجیرهای اسارت را پاره می کنند، مجلس مترقی ایران با ادعای سابقه تمدن دو هزار و پانصد ساله، با لاف هم ردیف بودن با ممالک مترقیه، به ننگین ترین و موهن ترین تصویب نامه غلط دولتهای بی حیثیت رای می دهد و ملت شریف ایران را پست ترین و عقب افتاده ترین ملل به عالم معرفی می کند و با سرافرازی هرچه تمامتر، دولت از تصویب غلط دفاع می کند و مجلس رای می دهد. از برخی منابع مطلع به من اطلاع دادند که این طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزی، ترکیه، آلمان غربی پیشنهاد کرده اند و هیچکدام زیر بار این اسارت نرفته اند، تنها دولت ایران است که اینقدر با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازی می کند و آن را به باد فنا می دهد ......... آمریکاست که به مجلس و دولت ایران فشار می آورد که چنین تصویب نامه مفتضحی را که تمام مفاخر اسلامی و ملی ما را پایمال می کند تصویب و اجرا کنند. آمریکاست که با ملت اسلام معامله وحشیگری و بدتر از آن می نماید.
          
          

          
          
          
          
         

گفتار ائمه معصومین(ع) و سفارشات آنان

چند عمل باعث استجابت دعا است

چند چیز باعث آمرزش انسان می شود

 چند چیز باعث عذاب قبر است

چند چیز موجب امان از عذاب قبر است

چند چیز که موجب سنگینی میزان اعمال است

چند چیز موجب گذشتن آسان از پل صراط می شود

چند چیز باعث داخل شدن به جهنم است

چند چیز باعث نجات انسان از آتش جهنم است

چند چیز موجب داخل شدن به بهشت است

سه چیز به گفته پیغمبر اکرم(ص)زشت است

شرایط توبه از گفتار حضرت علی(ع)

 گفتار ائمه معصومین(ع) و سفارشات آنان برای برخی اعمال

 چند عمل که مانع استجابت دعا است

 حرام خوردن                                                                

 میل و محبت به دنیا

 ترک امر به معروف و نهی از منکر                                 

 بی اعتنایی به نماز

 شراب و اسباب لهو لعب و قمار در خانه نگه داشتن

 

چند عمل باعث استجابت دعا است

 گفتن بسم الله در اول دعا                                        

 ستایش خداوند                                                 

 صد آیه از قران خواندن و پس از آن هفت مرتبه یا الله گفتن                                                               

 نا امید شدن از مردم                                           

 حضور غلب و امیدوار شدن به استجابت دعا

 اصرار کردن به دعا

 چهل مومن را قبل از دعا،دعا کردن

 انگشتر عقیق در دست داشتن

 صلوات فرستادن

ختم کردن دعا به گفتن ماشاءالله ُ لا حوَلَ وَ لا قوّة ًالا با ِالله

 

چند چیز باعث آمرزش انسان می شود               

دست دادن به مومن                                         

مریض شدن

جارو کردن مسجد                                             

فرستادن صلوات

روشن کردن چراغ مسجد                                    

زیاد  سجده کردن

تشییع جنازه                                                   

دائم در حال سلام دادن به دیگران

احترام به مهمان مومن با گذاشتن متکا و یا اعمال دیگر

عیادت کردن مریض                           

 

چند چیز باعث عذاب قبر است

ضایع کردن و هدر دادن نعمت های خدا               

غیبت کردن

بی اعتنایی به نماز                                          

دروغ گفتن

سخن ینی کردن                                          

بد اخلاقی با اهل وعیال

پرهیز نکردن از ترشح بول

دوری کردن مرد از اهل و عیال خود

 

چند چیز موجب امان از عذاب قبر است

یاد دادن و یاد گرفتن خیر                              

خواندن سوره نساء هر جمعه

تمام کردن رکوع در نماز                               

خواندن آیة الکرسی

شاد کردن قلب مومن                                     

مردن در روز جمعه

لباس دادن به مومن                                     

چهار مرتبه حج کردن

خواندن سوره والذاریات                                

خواندن سوره حم. زخرف

هر روز صد مرتبه گفتن لا اِلهَ اِلّا اللهُ الحَقُ المُبین.

 

چند چیز که موجب سنگینی میزان اعمال است

سکوت و خاموشی                    

خواندن نماز شب               

خوش اخلاقی                         

تسبیح حضرت زهرا(س)         

ترک آنچه فایده ندارد                

در باطن بهتر از ظاهر بودن     

لا اله الا الله و الحمدلله گفتن                       

 

چند چیز موجب گذشتن آسان از پل صراط می شود

امرار معاش و گذران نمودن از دسترنج خود.

سعی کردن در حوائج برادر

لباس دادن به مومن                               

به مساجد رفتن

مواظبت کردن به مریض                        

نماز شب خواندن

قرض دادن به برادر مسلمان                     

مواظبت کردن به نماز جماعت

کامل وضو گرفتن                                   

 محبت حضرت علی(ع)

 

چند چیز باعث داخل شدن به جهنم است

بدگویی و فحاشی به مردم                               

خوردن مال یتیم

زنا کردن                                                     

اذیت و ازار همسایه

تکبر کردن(احساس غرور)                            

ربا خوردن

حرف زیاد زدن                                           

دست دادن به زن نا محرم

راضی شدن انسان بر سرپا ایستادن مردم در مقابل او

 احترام ثروتمند به جهت ثروتش

 

چند چیز باعث نجات انسان از آتش جهنم است

روزه گرفتن                                 

زیارت حضرت رضا(ع)

خوش رفتاری با مردم                     

خوردن آنچه ازغذا که بر زمین ریخته

لباس دادن به مومن                         

دو رکعت نماز در خلوت به جا آوردن

گریه کردن از ترس خدا                 

دفع غیبت از مسلمان

چهل روز نماز را به جماعت خواندن

 

چند چیز موجب داخل شدن به بهشت است

تقوا و ترس خدا در خلوت و آشکار       

خوش اخلاقی

احسان به والدین                                  

راضی شدن به آن روزی که خدا داده اگرچه کم باشد

یک روز روزه مستحبی گرفتن               

خوش گفتاری با مردم

کوتاه کردن آرزو                                 

نماز خواندن به جنازه مومن

فراموش نکردن مرگ                        

لا اله الا الله گفتن با اخلاص

شرم کردن از خدا چنانچه لازم است         

صله ی رحم

 

سه چیز به گفته پیغمبر اکرم(ص)زشت است

1 فقر بعد از غنی بودن                       

2 گناه کردن بعد از پریشانی و مسکنت

3 زشت تر از هر دوی آن عابدی است که بعد از مدتی،عبادت کردن را ترک کند

 

شرایط توبه از گفتار حضرت علی(ع)

پشیمانی از گناه                                                 

ادا کردن حقوق مردم           

عزم به ترک در آینده                                           

ادا کردن واجباتی که از او ترک شده

بچشانی به نفس،مشقّت طاقت را،به قدری که لذت معصیت را چشانده ای

گوشتی که از گناه در بدن روییده آب کنی

  

وقتى كه حضرت عیسى با اصحابش نشسته بود مردى بر ایشان گذشت . و حضرت فرمود: او مى میمیرد مدتى نگذشت كه آن مرد با كولبارى از هیزم برگشت گفتند: اى روح خدا! شما خبر دادید كه ایشان مى میرد اینك او را زنده مى بینیم . حضرت عیسى (علیه السلام ) فرمود: هیزمت را بگذار مرد هیزم را گذاشت آن حضرت هیزم را باز كرد، ناگهان مارى سیاه را دید كه سنگى در دهان گرفته بود. حضرت از او پرسید امروز چه كردى ؟ گفت اى روح خدا و كلمة الله  دو گرده نان داشتم ، فقیرى بر من گذشت یكى را به او دادم.



دعاهای قنوت

ربَنَا لا تواخِذنا اِن نَسینا اَو اَخطانا رَبَنا وَ لا تَحمِل عَلیَنا اِصراً

پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم،مارا مواخذه مکن،پروردگارا!تکلیف سنگینی بر ما قرار مده
---------------------------------------------------
ربَنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا وَهَب لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحمَةَ اِنَّکَ انتَ الوَهّاب

پروردگارا! دلهایمان را،بعد از آنکه هدایت کردی از راه حق منحرف مگردان؛و از سوی خود رحمتی بر ما ببخشزیرا توییی بخشنده(آل عمران آیه8
-------------------------------------------------------------
رَبنَاَ انِنََا امَنَّا فاغفِر لَنَا ذُنوبَنا وَ قِنا عَذابَ النّار

پروردگارا! ما ایمان آورده ایم پس گناهان ما را ببخش، و مارا از عذاب دوزخ نگاه دار
------------------------------------------------------------
ربَنا اِنَنَا سَمِعنا مُنادِیاً یُنادِی لِلایمانَ اَن امَنوا بِرَبَّکُم فُامَنّا رَبَنا فَاغفِرلَنا ذُنُوبَنا وَ کَفَّر عَنَّا سَیَئاتِنا وَ تَوَفَنا مَعَ الاَبرَار

پروردگارا! گناهان ما را ببخش و بدی های ما را بپوشان؛ وما را با نیکان ودر مسیر آنها بمیران.آل عمران ایه
193
------------------------------------------------------------
ربنا اتِنَا مَا وَعَدتَّنا عَلّی رُسُلِکَ وَ لا تُخزِنا یَومَ القیامَة اِنّکَ لا تُخلِفُ المیعاد

پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی به ما عطا کن؛ و نا را در روز رستاخیز،رسوا مگردان؛ زیرا تو هیچگاه از وعده ی خود تخلف نمی کنی.آل عمران آیه 194
-----------------------------------------------------------------
رَبَ اجعَلنی مُقیمَ الصَلاةِ وَ مِن ذُریَتی رَبَنا وَ تَقَبَل دُعاء

پروردگارا! مرا و فرزندانم را برپا کننده ی نماز قرار ده و و دعای مرا بپذیر.سوره ابراهیم آیه40
-------------------------------------------
ربنا اغفِرلی وَ لِوَِلِدیَ وللِمومِنِینَ یَومَ یَقُومُ الحِساب

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مومنان را در آن روزی که حساب بر پا می شود، بیامرز.سوره ابراهیم آیه 41
---------------------------------------------------------------
ربَ ادخِلنِی مُدخَلَ صِدق وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدق وَاجعَل لُی مِن لَّدُنکَ سُلطاناً نصیراً

پروردگارا!مرا در هر کار با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز؛ و از سوی خود،حجتی یاری کننده برایم قرار ده.سوره اسرا آیه 80
------------------------------------------------------------------
ربنَا اتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحمَة وَهَیَیَ لنَاَ مَن اَمرِنا رُشدا

پروردگارا! از سوی خودت رحمتی به ما عطا کن، و از کار فرو بسته ما راه نجاتی برایمان فراهم ساز.سوره کهف آیه10
------------------------------------------------------------------
ربَ اشرَح لی صَدری وَ یَسِّرلی اَمری وَاحلُل عُقدَةَ مَّن لَّسانی یَفَقهُوا قَوُلی

پروردگارا!سینه ام را گشاده کن؛و کارم را برایم آسان گردان؛ و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند.سوره طه آیه 25
------------------------------------------------------------------
لا اِلهَ اَلا اَنت سُبحانَکَ اِنی کُنتُ مِنَ الظالِمین

جز تو معبودی نیست؛منزهی تو!من از ستمکاران بودم.سوره انبیا آیه 87
--------------------------------------
ربَ اَعُوذُ بِکَ مِن هَمَزاتِ الشَیاطین وَ اَعُوذُ بِکَ رَبَّ اَن یَحضُرُون

پروردگارا! از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم؛و پروردگارا از این که آنان نزد من حاضر شوند به تو پناه می برم.سوره مومنون آیه 97 و 98
------------------------------------------------------------------
ربَّ اغفِر وَ اَرحَم وَ انتَ خَیرُ الراحِمین

پروردگارا! مرا بیامرز و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی.سوره مومنون آیه 118
-----------------------------------------------
ربَّنا اصرِف عَنَا عَذابَ جَهنَّمَ اِنَّ عَذابَها کانَ غَرَاما

پروردگارا!عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان که عذابش سخت و پر دوام است.سوره فرقان آیه65
-------------------------------------------------------
ربَّنا هَب لَنَا مِن ازوَاجِنا وَ ذُریَتِنا قِرَُّةَ اَعیُن وَاجعَلنَا لَلمُتَقینَ اِمَاما

پروردگارا! همسران و فرزندانمان را مایه چشم ما قرار ده، و ما را برای پیشوایی پرهیزکاران گردان.سوره فرقان آیه 84
---------------------------------------------------------------
ربَّناُ افرِغ عَلَینا صَبراً وَ ثَبِت اِقدامَنا وَانصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرین

پروردگارا! شکیبایی و استقامت را بر ما فرو ریز؛ وقدم های ما را ثابت بدار؛ و ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان.سوره بقره آیه 250
-------------------------------------------------------------------
ربَّنَا ظَلَمنَا اَنفُسَنَا وَ اِن لَّم تَغفِر لَنا وَ تَرحَمنا لَنَکُونََّن مِنَ الخاسِرین

پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم؛ و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، به یقین از زیانکاران خواهیم بودسوره اعراف آیه 23
------------------------------------------------------------------
ربَّ اِنّی لِما انَزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیر فَقیر

پروردگارا!به هر خیر و نیکی که تو بر من فرو فرستی نیازمندم.سوره قصص آیه24
----------------------------------------------
ربَّ اغفِرلی وَلَوَلِدَیَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَیتی مُومِناً وَلِلمُومِنینَ وَالمُومِنات

پروردگارا! مرا و پدر ومادر و همه ی کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند و جمیع مردان و زنان با ایمان را بیامرز.سوره نوح آیه28
-----------------------------------------------------------