داستانی کوتاه و اموزنده
دانشمندي يکي را گفت چرا تحصيل علم نمي کني؟
آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است به دست آورده ام.
دانشمند از او پرسيد: که خلاصه علم چيست؟
گفت: پنج چيز است
اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگويم.
دوم: آنکه تا حلال منتهي نشود، دست به حرام درازنکنم.
سوم: آنکه تا از تفتيش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوي عيب مردم نپردازم.
چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هيچ مخلوق اِلتِجا نبرم.
پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کيد شيطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.
آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است به دست آورده ام.
دانشمند از او پرسيد: که خلاصه علم چيست؟
گفت: پنج چيز است
اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگويم.
دوم: آنکه تا حلال منتهي نشود، دست به حرام درازنکنم.
سوم: آنکه تا از تفتيش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوي عيب مردم نپردازم.
چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هيچ مخلوق اِلتِجا نبرم.
پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کيد شيطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 8:14 توسط اسماعیل گشتاسب
|
اسماعیل گشتاسب هستم متولد30/3/1359 شهرستان گچساران متاهل و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان ودر حال حاضر کارمند دولت .